تبلیغات
آینوس - مطالب ابر داستان

مرگ

1392/05/22 18:28نویسنده : 96

 

"از خیلی بچگی، شنیده بودم وقتی شخصی می‌میرد، شپش‌هایی که در مو‌ها جا-خوش کرده‌اند، بیرون می‌ریزند و روی بالش‌ها پراکنده می‌شوند و خویشاوندان متوفی را خجل می‌کنند. این موضوع چنان مرا به وحشت انداخت که اجازه دادم برای رفتن به مدرسه، سرم را از ته بتراشند، و هنوز هم اندک رخت و لباسی را که برایم مانده است با صابون مخصوص ضدعفونی سگ‌ها می‌شویم و خرسندم. حالا به خودم می‌گویم از اینجا معلوم می‌شود که مفهوم آبروداری در جمع بهتر از مفهوم مرگ در ذهنم شکل گرفته بود"


برچسب : خاطرات روسپیان غمگین من ، امیرحسین فطانت ، داستان ، گابریل گارسیا مارکز ،
 

شیرجهٔ نرفته

1392/05/18 18:28نویسنده : 96

 

"من هرگز شب از روی پل نمی‌گذرم. این نتیجهٔ عهدی ست که با خود بسته‌ام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست؛ یا شما برای نجاتش خود را در آب می‌افکنید و در فصل سرما به عواقب بسیار سخت دچار می‌شوید! یا او را به حال خود وا میگذارید. شیرجه‌های نرفته گاهی کوفتگیهای عجیبی به جا می‌گذارد."

 || سقوط - آلبر کامو {1913-1960} - برگردان: شورانگیز فرخ (انتشارات نیلوفر)

برچسب : سقوط ، آلبر کامو ، شور انگیز فرخ ، داستان ،
 

شکاک

1392/05/15 18:28نویسنده : 96

 

"چه کسی از ما حمایت می‌کند، یک قدیس پیرو مکتب سوفسطایی؟ چه کسی به ما از خطراتی که عشق به حقیقت و تنفر از بندگی به همراه دارد، هشدار می‌دهد؟ آیا قرار است این استیناف من باشد؟ ما شکاکان، دشمنان و شیطان خاص خود را داریم که شک ما را از پایه منهدم می‌کند و بذر ایمان را در غیره منتظره‌ترین زوایا می‌پاشد. پس ما هم خدایان را می‌کشیم و چاره‌های موقت یعنی معلمان، هنرمندان و زنان زیبا را مقدس می‌خوانیم! و یوزف برویر محقق مشهور، چهل سال است که لبخند معصوم دخترکی کوچک به نام ماری را به شکلی غیر واقعی مثبت می‌بیند."


برچسب : اروین د. یالوم ، و نیچه گریه کرد ، وقتی نیچه گریست ، مهشید میرمعزی ، داستان ،
 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2