تبلیغات
آینوس - مطالب ابر فرزانه طاهری

فشار

1392/05/23 17:28نویسنده : 96

 

"من و تری پنج سال است با همیم، چهار سال است ازدواج کرده‌ایم. و چیز وحشتناک، و چیز وحشتناک این است که، که البته نکتۀ خوبـش، یعنی می‌شود گفت درواقع موهبت این است که اگر سر هر کدام ما بلایی بیاید ـ ببخشید که این را می‌گویم ـ اما اگر همین فردا سر یکی از ما بلایی بیاید، فکر می‌کنم دیگری، آن یکی، شاید مدتی غصه بخورد، می‌دانید، اما بعد طرفی که مانده می‌رود و باز عاشق می‌شود. خیلی زود می‌رود یکی دیگر را پیدا می‌کند. همۀ این عشقی که ازش حرف می‌زنیم، فقط به صورت خاطره باقی می‌ماند. شاید حتی خاطره‌اش هم نماند. اشتباه می‌کنم؟ از مرحله پرتم؟ می‌دانید، می‌خواهم اگر درست نمی‌گویم مرا از اشتباه درآورید. می‌خواهم بدانم. می‌خواهم بگویم که من هیچ‌چیز نمی‌دانم و قبل از همه این را اعتراف می‌کنم"


برچسب : کلیسای جامع و چند داستان دیگر ، ریموند کارور ، فرزانه طاهری ،
 

شب

1392/05/19 17:28نویسنده : 96

 

"کسی نبود. کلماتش محو شدند. فشفشه هم محو می‌شود. اخگر‌هایش که راه خود را در شب شکافتند، تسلیمش می‌شوند، در ظلمت فرو می‌افتد، بر خطوط خانه‌ها و جاده‌ها فرو می‌ریزد؛ دامنه دلگیر تپه‌ها نرم می‌شود و فرو می‌ریزند. دیگر نیستند، اما شب مالامال آنهاست؛ رنگ باخته، بی‌هیچ دریچه‌ای، هستیِ جدی-تری میابند، چیزی از آن‌ها بر می‌خیزد که نور صریح روز نمی‌تواند انتقال دهد."


برچسب : خانم دَلُوِی ، ویرجینیا وولف ، فرزانه طاهری ،